آموزش سئو

چگونه استفاده از بازاریابی احساسی در محتوا می تواند به فروش بیشتر کمک کند

نوامبر 26, 2020

خواه اعتراف کنید اعتراف کنید یا نه ، تصمیماتی که امروز می گیرید تحت تأثیر احساسات شما خواهد بود. در بازاریابی احساسی ، ما بسیار در مورد استفاده صحبت می کنیم محرک های روانشناختی برای جلب مشتری به کلیک ، تبدیل ، تعامل و غیره

ممکن است بشنوید: “با استفاده از عوامل محرک روانشناختی همه افراد ، می توانید فروش بیشتری داشته باشید.”

گرچه ممکن است احساس شود ما با استفاده از منطق و استدلال با ذهن خود تصمیم می گیریم ، “محرک های ذهنی” که می شنویم بیش از هر چیز به احساسات گره خورده است.

مورد ، آنتونیو داماسیو وقت خود را صرف مطالعه افراد آسیب دیده به ناحیه مغز که در آن احساسات تولید و پردازش شده اند ، کرد.

در حالی که این سوژه ها دقیقاً مانند افراد دیگر کار می کردند ، آنها نمی توانستند احساساتی شوند.

نکته مشترک دیگر آنها این بود که همه آنها در تصمیم گیری مشکل داشتند.

حتی تصمیمات ساده در مورد اینکه چه چیزی بخوریم دشوار بود.

در حالی که آنها می توانستند آنچه را که باید انجام دهند با استفاده از منطق و دلیل توصیف کنند ، اما اکثر تصمیمات با منطق ساده قابل حل نیستند.

بدون احساسات ، آنها قادر به انتخاب نبودند.

این داده توسط جرارد زالتمن ، نویسنده کتاب “چگونه مشتریان فکر می کنند: دیدگاه های اساسی در مورد ذهن بازار” پشتیبانی می شود.

زالتمن متوجه شد که 95٪ شناخت فراتر از مغز آگاه ما اتفاق می افتد ، در عوض از مغز ناخودآگاه و احساسی ما ناشی می شود.

بازاریابی احساسی ecards

احساسات یک عامل X است که نمی توانید آن را کنترل کنید ، اما نمی توانید از آنها در بازاریابی محتوای خود چشم پوشی کنید.

چرا بازاریابی عاطفه بسیار مثر است؟

وقتی با مخاطب خود ارتباط عاطفی برقرار می کنید ، هدایت او به نتیجه دلخواه بسیار باورنکردنی است.

شما یک پیوند عاطفی ، هر چند کوتاه و زودگذر ، ایجاد کرده اید که آنها را برای ایده ها و پیشنهادات باز می کند. سطح اطمینان خاصی ایجاد می کند که تجلی مصنوعی آن تقریباً غیرممکن است.

راب واکر و جوشوا گلن از نزدیک دریافتند که چه ارتباط عاطفی می تواند انجام دهد.

در یک آزمایش، آنها صدها مورد را از فروشگاه های اقتصادی و مکان های مشابه خریداری کردند – همه با قیمت ارزان.

این دو می خواستند ببینند آیا می توانند محصولات را با استفاده از an بفروشند ارتباط عاطفی از طریق قدرت داستان به تنهایی.

آنها با حضور 200 نویسنده ، داستان های خیالی برای محصولات تولید کردند و از این داستان ها برای فروش اقلام فروشگاهی ارزان قیمت در حراجی در eBay استفاده کردند.

مهمترین اشیا مثال | بازاریابی احساسی

آنها کمی کمتر از 8000 دلار جمع کردند، که تقریباً 2700 درصد سود داشت.

و همه آنها با استفاده از آن ارتباط عاطفی از طریق داستان سرایی انجام دادند.

این بدان معنا نیست که جایی برای تصمیم گیری منطقی یا منطقی وجود ندارد.

این جایی است که بازاریابان اغلب از تئوری پردازش دوگانه در بازاریابی روانشناختی استفاده می کنند.

این تئوری معتقد است که مغز افکار و تصمیمات را پردازش می کند در دو سطح.

فرآیند دوگانه بازاریابی عاطفی

سطح اول ، سطح احساسات است که به طور خودکار ، ناخودآگاه پردازش می شود و درصورتی که عملاً به آن نیازی نداریم ، پاسخی سریع را ارائه می دهد.

سطح دوم فرایند تفکر آگاهانه و آگاهانه تری است ، جایی که ما تصمیمات را با دلیل و منطق اداره می کنیم. این اتفاق بسیار کندتر از پاسخ احساسی رخ می دهد.

در اکثر موارد ، ما با پاسخ آماده احساسات خود پاسخ می دهیم و سپس سعی می کنیم آگاهانه آن را منطقی کنیم.

به برخی فکر کنید رقابت های برند بزرگ و ترجیحات در ذهن شما ظاهر می شوند.

وقتی به این مقایسه اصلی برند نگاه می کنید چه حسی دارید؟

رقیب برند در بازاریابی عاطفی

در اینجا یکی دیگر از موارد رایج وجود دارد که افراد را تقسیم می کند ، گاهی اوقات در یک خانواده قرار دارند:

نمونه رقیب برند در بازاریابی عاطفی

و سپس این رقابت تجاری وجود دارد که ما خیلی خوب می دانیم.

مشاغل در مقابل گیتس در بازاریابی عاطفی

در هر یک از اینها ، شما احتمالاً تقریباً بلافاصله نظر دارید که ترجیح می دهید ، اما این دلیل نمی شود که شما یک دلیل منطقی دارید.

این معمولاً به احساسات و یا تجربه گره خورده است. احساس شما در استفاده از محصولات آنها یا احساسات برندها پس از تجربه یا خواندن یک مقاله خبری به شما احساس می دهد.

مغز سپس سعی می کند آن پاسخ احساسی را منطقی بداند.

به عنوان مثال ، پاسخ احساسی شما مستقیماً به کک منتقل می شود و سپس مغز شما تصمیم می گیرد تا با تصمیم گیری که طعم بهتر قوطی را دارد ، تصمیم گیری منطقی تری داشته باشد ، گازدارتر است ، گزیدگی بیشتری نسبت به پپسی و غیره دارد

بنابراین ، اگرچه ممکن است احساس کنید که در مورد نوشیدنی خود انتخاب منطقی انجام داده اید ، اما در واقع یک انتخاب احساسی است.

موفق ترین بازاریابان می دانند چگونه به منطق بیش از حد احساسی متکی شوند تا بتوانند محتوای خود را در مخاطبان جلب کنند.

از همین رو تقریباً یک سوم بازاریابان سودهای چشمگیری را هنگام اجرای کمپین های احساسی گزارش کنید ، اما اگر منطق را در بازاریابی وارد کنید ، تعداد مبارزات موفقیت آمیز کاهش می یابد.

منطق احساسات در بازاریابی عاطفی

وقتی بازاریابها به منطق درباره احساسات روی می آورند ، این نتایج به نصف تقسیم می شوند.

بازاریابی هیجان مشارکت موفقیت آمیز را تضمین نمی کند

ما هر روز لیستی از احساسات را تجربه می کنیم.

آیا واقعاً استفاده از برخی احساسات برای کارآمدتر ساختن محتوا ساده است؟

بله و خیر.

احساس مطمئناً مهم است ، اما عوامل دیگری مانند زمانبندی ، قرار گرفتن در معرض ، قالب محتوا ، نحوه ارائه آن ، تولید یا اشتراک گذاری آن و غیره نیز وجود دارد.

با وجود درک نقشی که احساسات در محتوا بازی می کنند ، ما هنوز فرمولی برای آن کامل نکرده ایم آنچه باعث ویروسی شدن محتوا می شود.

مقاله مرتبط  Google Lighthouse چیست؟

گرچه ما خیلی نزدیک شده ایم.

https://www.youtube.com/watch؟v=8zZZnkCqnEw

مارک های تجاری مدتهاست که سعی دارند پاسخ عاطفی مشتری را از طریق محتوای تولیدی افزایش دهند. برخی با موفقیت بزرگی روبرو شدند.

به عنوان مثال ، اینتل پنج بخشی مجموعه “سازندگان را ملاقات کنید”.

این ویدئوها شخصی را در سراسر جهان نمایان می کند که از فناوری اینتل برای ایجاد تجربیات جدید و ایجاد فناوری جدیدی که باعث ایجاد تغییر در جهان می شود ، استفاده می کند.

intel در مثال بازاریابی عاطفی

مانند Shubham Banerrjee 13 ساله که از فناوری Intel برای ساخت چاپگر بریل مقرون به صرفه استفاده کرد.

دومین مثال بازاریابی احساسی

و البته ، برخی از شرکت ها سعی می کنند احساسات خود را به کار بگیرند و کمپین های ویروسی ایجاد کنند که فقط به نتیجه نرسد.

CIO گزارش داد تعدادی از کمپین های بازاریابی ویروسی ناموفق ، مانند “Walmarting Across America”.

در این وبلاگ ، دو آمریکایی به طور متوسط ​​با بازدید از مکانهای Walmart در سراسر کشور سفر می کنند ، و تعاملات خود را در یک وبلاگ در طول مسیر گزارش می دهند.

پس از مطالب جالب و بی نظیر درباره چگونگی علاقه مردم به کار در این شرکت ، مشخص شد که هزینه این سفر توسط Walmart پرداخت شده است و کل کار یک کمپین ایجاد شده و مدیریت شده توسط شرکت روابط عمومی شرکت است.

که از نظر وبلاگستان ، که محتوای آن را “شلاق” یا یک وبلاگ جعلی می داند ، با استقبال گرم مواجه نشده است.

کدام احساسات بیشترین بازاریابی محتوایی را جذب می کنند؟

بسیاری از احساسات به رفتارها و تصمیمات ما ، به ویژه تصمیمات خرید ، دامن می زنند.

بعضی بیشتر از دیگران – به خصوص وقتی معتبر باشند.

یک مطالعه بود توسط Buzzsumo انجام شده است تجزیه و تحلیل 10000 مقاله برتر بیشتر به اشتراک گذاشته شده در وب. سپس این مقالات بر اساس احساسات ترسیم شدند تا ببینند کدام احساسات بیشترین تأثیر را در محتوا دارند.

محبوب ترین:

  • هیبت (25٪)
  • خنده (17٪)
  • سرگرمی (15٪)
عاطفه عامه پسند | بازاریابی احساسی

برعکس ، کمترین محبوبیت غم و عصبانیت بود ، در کل فقط 7٪ محتوایی که بیشترین اشتراک را داشت.

دو محقق در وارتون همچنین می خواست بیشتر به محتوای مشترک ویروسی بپردازد تا نقاط مشترکی پیدا کند و درک کند که چه چیزی باعث گسترش این محتوا می شود.

آنچه آنها یافتند عنصر احساسی و برخی نتایج بسیار خاص مرتبط با احساسات بود.

  • به اشتراک گذاشتن محتوا زمانی که احساس خوبی در افراد ایجاد کند یا احساسات مثبتی مانند سرگرم کردن آنها را ایجاد کند ، بسیار بیشتر است.
  • حقایق یا داده هایی که مردم را شوکه می کند یا آنها را متحیر می کند به احتمال زیاد به اشتراک گذاشته می شود.
  • القای ترس یا اضطراب ، از نظرات ارسال شده تا محتوای به اشتراک گذاشته شده ، تعامل را بالاتر می برد.
  • مردم معمولاً محتوایی را که موجب خشم می شود به اشتراک می گذارند و همچنین نظر می گذارند.

در حالی که برخی از احساسات بیشتر از دیگران درگیر می شوند ، هر مخاطب متفاوت است. آنچه که شخص را به سمت عمل سوق می دهد ممکن است برای دیگری بسیار کم باشد.

این اقتباس مدرن از چرخ احساسات Robert Plutchik ، توسط CopyPress نشان داده شده است، دامنه تحت هشت احساس اصلی را نشان می دهد: شادی ، اعتماد ، ترس ، تعجب ، غم ، انزجار ، عصبانیت و انتظار.

چرخ احساسات در بازاریابی عاطفی

برای اینکه محتوا به طور گسترده به اشتراک گذاشته شود و بر مخاطبان شما تأثیر بگذارد ، باید از یک یا چند مورد از این احساسات استفاده کند.

اثبات آن در وب است ، نه تنها در آماری که در بالا به اشتراک گذاشتم ، بلکه همچنین در محبوبیت انجمن های کاربر است که به طور منظم محتوا را به اشتراک می گذارند.

فقط به Reddit و برخی از آنها نگاه کنید محبوب ترین زیرمجموعه ها با تعداد مشترکین. هر یک از آنها را می توان به احساسات گره زد (برخی از آنها واضح تر از دیگران است) مانند انتظار ، هیبت ، شادی و موارد دیگر.

subreddits مثال بازاریابی عاطفی

در اینجا نحوه برخی از این احساسات می تواند در تعامل با مخاطبان شما نقش داشته باشد:

اضطراب ممکن است باعث عدم اطمینان مشتریان شود

شما نمی خواهید مخاطبان شما تصمیمات بد بگیرند. تصمیمات نادرست می تواند موجب پشیمانی خریدار شود ، که می تواند مارک تجاری و تجربه کلی شما را از دید منفی ترسیم کند.

اما اگر مخاطب را کمی بیشتر تحت تأثیر قرار دهید ، می تواند مفید باشد.

یک مطالعه برکلی نشان داد که اضطراب می تواند با دشواری استفاده از اطلاعات اطراف ما برای تصمیم گیری مرتبط باشد. وقتی عدم اطمینان را تجربه می کنیم ، این می شود تصمیم گیری سخت تر و قضاوت ما ابری است

مثال اضطراب در بازاریابی عاطفی

با این وجود ، اضطراب همچنین می تواند افراد را وادار کند تا در نتیجه آن عدم اطمینان عمل کنند.

نگاهی به مطالعه دو ساله توسط Wharton Ph.D. دانشجو آلیسون وود بروکس و استاد دانشکده بازرگانی هاروارد.

آنها دریافتند که با افزایش اضطراب افراد خاص با فیلم های ویدئویی ، 90٪ از شرکت کنندگان “مضطرب” تصمیم گرفتند که به مشاوره بپردازند و بیشتر مجبور به استفاده از آن هستند.

فقط 72٪ از شرکت کنندگان در حالت خنثی ، که فیلم دیگری را مشاهده کرده اند ، به دنبال مشاوره هستند.

تمرکز مخاطبان بازاریابی عاطفی خود را با رعب و وحشت به دست آورید

هیبت با تعجب قابل مقایسه است ، اما همیشه زیر چتر لذت یا شوخ طبعی قرار نمی گیرد.

هدف این است که مخاطب را مجذوب خود کند و او را غرق نگه داشتن کند.

شما این نوع قلاب ها را اغلب در عناوینی می بینید که به نظر می رسد زمین بسیار مهیبی به نظر می رسد به طوری که هیچ کس در ذهن درست آنها نمی خواهد آن را از دست بدهد.

مقاله مرتبط  چرا باید تبلیغات موبایل را برای تعامل ایجاد کنید (و نه فقط تبدیل)

در اینجا مثال خوبی از این نوع هیبت استفاده شده در محتوا وجود دارد هنگامی که Dropbox برای اولین بار راه اندازی شد.

شروع دراپ باکس | مثال بازاریابی عاطفی

درو هوستون ، بنیانگذار مشترک ، محصول خود را به امید اینکه بتواند از سایت نشانه گذاری اجتماعی برخوردار شود ، به وب سایت Digg ارسال کرد. این عنوان کمک قابل توجهی کرد.

یکی دیگر از نمونه های عالی استفاده از Awe برای جلب توجه ، ویدئویی است که توسط Texas Armoring Corporation تولید شده است.

مدیر عامل برای تأکید بر کیفیت شیشه های مقاوم در برابر گلوله این شرکت ، پشت یکی از صفحات شیشه ای TAC خم شد در حالی که چندین گلوله از AK-47 به سمت آن شلیک شد.

https://www.youtube.com/watch؟v=3ZzoB6xBWOI

هیبت می تواند به اندازه اضطراب بر تصمیم گیری تأثیر بگذارد.

مطالعه ای از دانشگاه استنفورد دریافتند که افرادی که هیبت دارند بیشتر روی زمان حال تمرکز می کنند و حواسشان به چیزهای دیگر زندگی کمتر است. آنها همچنین تمایل دارند که بیشتر وقت خود را بگذارند.

وقتی شما توجه و تمرکز آنها را داشته باشید ، به احتمال زیاد وقت دارند که تصمیم گیری را منطقی نشان دهند.

مردم را با خنده و شادی به سمت عمل سوق دهید از طریق بازاریابی عاطفی

در حالی که شادی و خنده می تواند خطوط آنها را تار کند ، اما در مورد محتوای شما ، آنها واقعاً دو احساس متفاوت هستند.

زیرا در حالی که خنده غالباً منجر به شادی می شود ، اما همه چیزهایی که شاد هستند خنده آور و خنده آور نیستند.

هنوز هم ، در کنار هیبت ، شادی ، خنده و سرگرمی بیشترین مشارکت در اشتراک اجتماعی و تعامل در مطالعات فوق را داشتند.

این تأثیر تا اوایل کودکی برمی گردد.

به عنوان نوزاد ، اولین اقدام عاطفی پس از مدت کوتاهی از تولد ، انجام می شود به لبخند والدینمان با لبخند خودمان پاسخ دهیم.

لبخند اجتماعی | بازاریابی احساسی

برای هر روانکاو دونالد وینیکات، شادی و سرگرمی از بدو تولد درگیر ما می شود.

مطالعات او به ما می گوید که اشتیاق ذاتی ما برای شادی وقتی مشترک است افزایش می یابد. این ماهیت “لبخند اجتماعی

این توضیح می دهد که چرا این احساسات یا عواطف محرکهای عظیمی در پس خلوص محتوای هستند. به طور کلی خوشبختی یک محرک بزرگ برای به اشتراک گذاری محتوا است.

در حقیقت، مطالعه جونا برگر از بیشترین اشتراک مقاله ها در نیویورک تایمز (حدود 7000 مقاله) نتایج مشابهی را در مورد احساسات نشان می دهد.

هرچه مقاله مثبت تر باشد احتمال ویروسی شدن آن بیشتر است.

برندها برای هدف ایجاد احساس گرما ، راحتی و خوشحالی در مخاطبانشان ، برای دهه ها “بازاریابی شادی” را در استراتژی های خود انجام داده اند.

این هدف از کارزارهایی مانند این است کمپین های P & G بسیار موفق و ویروسی “متشکرم ، مامان” که هنگام بزرگداشت قدرت مادران ، احساسات زیادی (به ویژه شادی) به آنها تزریق می شود.

pg

هرچند شادی می تواند اشکال مختلفی داشته باشد و لازم نیست از نظر تجاری برای فروش مستقیم باشد.

ببینید آنچه Beringer Vineyards با بازاریابی تأثیرگذار انجام داد.

احساسات اینستاگرام روسی مراد و ناتالی عثمان در زیر بیش از 4/5 میلیون نفر با عکسهایی که آنها را در هنگام سفرهای جهانی در مکانهای مختلف کره زمین در دست دارند ، ساخته شده است.

آنها هشتگ #FollowMeTo را روی آن پست ها پیوست کردند.

muradosmann به عنوان مثال بازاریابی عاطفی

این زوج با همکاری تاکستان های Beringer Vineyards برای ایجاد برخی از تصاویر به منظور تحریک شادی ، عشق و البته حس ماجراجویی که زوجین قبلاً با هشتگ خود به اشتراک گذاشته بودند ، همکاری کردند.

مثال beringer | بازاریابی احساسی

سود فوری در بازاریابی احساسی از خشم

خشم ممکن است توسط برخی به عنوان یک احساس منفی تلقی شود ، اما وقتی به روش صحیح اعمال می شود ، می تواند تأثیرات مثبت و همچنین نتایج مثبتی داشته باشد.

دکتر کارول تاوریس ، محقق برجسته در مطالعه عصبانیت ، قرینه ای بین این مسئله ایجاد می کند عصبانیت و تأثیر آن بر جامعه در طول سال ها.

به عنوان مثال حق رأی زنان از خشم و ناامیدی ایجاد شده است.

عصبانیت می تواند برای فرد نیرومند باشد ، و باعث ایجاد احساس وضوح و حرکت مثبت به جلو شود. مطابق با آن به افراد احساس جهت و کنترل می دهد مطالعه ای از کارنگی ملون.

در مطالعه قبلی ذکر شده در مورد اشتراک مطالب در نیویورک تایمز ، احساسات منفی مانند عصبانیت را درک می کردند به همان اندازه با ویروسی محتوا مرتبط هستند.

angershare در بازاریابی عاطفی

در حقیقت ، مطالعه برگر درباره محتوای نیویورک تایمز نشان داد که محتوایی که احساس ناامیدی یا عصبانیت را تحریک می کند ، است 34٪ بیشتر در لیست رایانامه تایم از میانگین مقاله قرار گیرد.

اکنون ، من پیشنهاد نمی کنم که شما با عکس گرفتن از خوانندگان یا انتخاب دعوا ، عمداً بحث و جدال ایجاد کنید.

نکته اصلی در استفاده از عصبانیت در محتوا ، چارچوب مسئله ای است که خشم یا ناامیدی را به روشی سازنده تحریک می کند.

شما باید فکر برانگیز و جذاب باشید.

این نمودار تعاملی از نیویورک تایمز مثالی است از اینکه چگونه مطالب می توانند منجر به ناامیدی و عصبانیت از مسائل اقتصادی یا اجتماعی شوند.

نمودار تعاملی NYT در بازاریابی عاطفی

این محتوا ساده است ، اما هنگامی که نتایج در مقایسه با آنچه که فرد تصور می کند حقیقت است ، آشکار می شود ، باعث تعامل و همچنین تفکر می شود.

استفاده از کلمات مناسب بازاریابی هیجانی در محتوا

تفاوت بین منطق و احساس در محتوا به کلماتی که ما استفاده می کنیم و نحوه قرارگیری گزاره ها و اطلاعات برمی گردد.

درست مثل لیست لباسشویی های کلمات قدرت استفاده شده برای بهبود تبدیل، یا اصطلاحاتی که معمولاً در تجارت الکترونیکی استفاده می شود برای جلب مشتریان به خرید محصولات بیشتر.

مقاله مرتبط  بهترین بررسی نرم افزار هوش تجاری سال 2020
کلمات تجارت الکترونیکی در بازاریابی عاطفی

هنگام ایجاد کپی و محتوا ، باید کاملاً آگاه باشید که آیا روشی منطقی یا احساسی نسبت به اطلاعاتی که به اشتراک می گذارید در پیش می گیرید.

شما باید درمورد پاسخی که می خواهید بگیرید برای کمک به هدایت توسعه محتوای خود برای ایجاد نوع مناسب ، فکر کنید ارتباط روانی و عاطفی با مخاطبان خود

ذهن منطقی و احساسی در بازاریابی احساسی

متن نسخه شما می تواند ثابت بماند.

با این حال ، با تغییر کلماتی که استفاده می کنید ، می توانید محتوای مورد علاقه مخاطبان و مشتری احتمالی را بیشتر جلب کنید.

ساده ترین روش برای یافتن کلمات مناسب با احساسات بالا فقط سه مرحله طول می کشد:

  1. به عملی که می خواهید مخاطب شما هنگام خواندن مطالب شما انجام دهد ، فکر کنید.
  2. تصمیم بگیرید که چه نوع حالت عاطفی باعث این عمل خواهد شد. چه عاملی باعث می شود آنچه شما می خواهید انجام دهند؟
  3. کلمات متقاعد کننده احساسی متناسب با عمل و احساسات را انتخاب کنید.

آنچه در تحقیق در مورد کلمات مناسب پیدا خواهید کرد این است که کلمات متقاعد کننده و تأثیرگذار از نظر عاطفی ناگهانی هستند. این کلمات کوتاه ، مختصر و اساسی است که بیشتر احساسات ما را از ذهن خود جلب می کند.

فقط به این لیست نگاه کنید از انقلاب اقناع.

کلمات احساسی در بازاریابی عاطفی

اکثر این لیست با وزن احساسی (و بیش از 350 مورد وجود دارد) از کلمات کوتاه تر تشکیل شده است.

ذهن منطقیاز طرف دیگر ، تمایل به ارتباط با کلمات طولانی تر و پیچیده تر دارد.

کلمات منطقی در بازاریابی عاطفی

نمی توانید فرض کنید وقتی به احساسات می رسدبازاریابی

ایجاد این ارتباط عاطفی با مخاطبان آسان نیست. شما باید آنها را بشناسید.

مانند هر چیز دیگری در بازاریابی ، تصمیمات و محتوایی که ایجاد می کنید باید مبتنی بر داده باشد. در این حالت ، این داده ها تحقیقات مخاطبان شما است.

همان تحقیقاتی که به شما می گوید چه موضوعاتی را ایجاد کنید ، مخاطبان شما در چه زمانی وقت خود را می گذرانند و محتوایی که ترجیح می دهند مشاهده کنند ، می تواند شما را در چگونگی ایجاد این ارتباط عاطفی راهنمایی کند.

شما فقط نیاز دارید شخصیت خریدار خود را گسترش دهید.

مشخصات فردی خریدار در بازاریابی عاطفی

در این حالت ، شما می خواهید مشخصات روانشناختی مخاطبان خود را ایجاد کنید. شما می توانید با پرسیدن سوالات صحیح برای هدایت تحقیق و تولید محتوای خود به این مهم دست پیدا کنید.

  • چه چیزی را طنز می دانند؟
  • چه نقاط درد باعث ناامیدی آنها می شود؟
  • چه موضوعاتی آنها را عصبانی می کند؟
  • مشکلات مشترکی که آنها در مورد آنها صحبت می کنند چیست؟
  • چه نوع محتوایی به اشتراک گذاشته می شود که به وضوح آنها را خشنود یا شادی آور کند؟

تحقیقات شما می تواند یک موضوع یا موضوع مشترک را پیدا کند که به طور مکرر در محتوایی که می خوانند و به اشتراک می گذارند ، وجود دارد.

به عنوان مثال ، ممکن است دریابید که یک بخش خاص یا جمعیتی در مخاطبان شما به ارزشهای خانوادگی ، یا سلامتی و سلامتی علاقه زیادی دارد.

این کار را به یک کمپین محتوایی تبدیل کنید که از طرف خوب شرکت شما باشد.

وارد زندگی خانوادگی کارمندان خود شوید ، اینکه چگونه شرکت شما از تعادل کار / زندگی یا اقدامات بهداشتی بهتر حمایت می کند.

گوگل به دلیل ساختار شرکت خود ، ترویج برنامه های انعطاف پذیر ، پشتیبانی از وقت خانواده ، پروژه های شخصی و تمرکز بر تعادل کار و زندگی کاملاً مشهور است.

این شرکت اغلب تصاویر پشت صحنه (محتوای تصویری) را به اشتراک می گذارد که کارکنان را از کاری که انجام می دهند لذت می برد. در اینجا مثالی از دفاتر Google Sydney آورده شده است:

گوگل سیدنی | مثال بازاریابی عاطفی

وقتی بخشهای هدفمند این محتوا را ببینند ، این می تواند بر واکنش احساسی مثبت نسبت به نام تجاری تأثیر بگذارد.

بازاریابی عاطفی در فرآیند B2B کار می کند

با این عقیده قدیمی آشنا نشوید که احساسات فقط در مشاغل متمرکز بر مصرف کننده قابل استفاده است.

بازاریابی احساسی نیز در دنیای B2B جایگاه خود را دارد.

ممکن است شما با یک فرآیند خرید طولانی تر بین یک یا چند سازمان روبرو باشید ، اما هنوز تصمیم گیری می شود (و توسط آنها تقویت می شود) افرادی که کاملا تحت تأثیر احساسات هستند.

که شامل احساساتی مانند:

  • هیبت: بیش از آنچه یک راه حل توانایی دارد و احساس قدرت می کند که آن راه حل را به محل کار خود برساند.
  • پیش بینی: در یافتن قطعه ای از معما در یک محصول یا خدمات که به شرکت در دستیابی به هدف یا نقطه عطف بعدی خود کمک می کند.
  • ترس: در تصمیمات خرید که می تواند در فرد منعکس شود و در نتیجه منجر به یک خطر شخصی مرتبط با خرید B2B شود.
  • شادی: در دانستن اینکه خرید B2B احتمالاً به نتیجه مثبتی منجر خواهد شد که به طور مثبت بر روی فرد منعکس شود.

احساس کاملاً بر خریدهای B2B تأثیر می گذارد، و در بعضی موارد ، احساس حتی بیش از منطق و دلیل اهمیت دارد.

نتیجه

وقتی بتوانید از احساسات او استفاده کنید ، تأثیر زیادی روی مخاطب خود دارید.

وقتی مخاطب خود را درک کردید ، می توانید وضعیت احساسی او را بهتر تعیین کنید.

از آنجا تصمیم بگیرید که آیا شما باید احساساتی را که قبلاً وجود دارد تحت تأثیر قرار دهید و از آن سو استفاده کنید یا اگر می خواهید احساساتی را ایجاد کنید که مخاطب در ابتدا انتظار آن را نداشته یا تجربه نمی کند.

حتی منطقی ترین تصمیمات (به ظاهر) تحت تأثیر احساسات هستند – و این برای همه صدق می کند.

وقتی یاد بگیرید چگونه از این احساسات در محتوای خود استفاده کنید ، افزایش تعامل ، کنش اجتماعی و تبدیل در قیف خود را مشاهده خواهید کرد.

چگونه از احساسات در مطالب و کپی های خود استفاده می کنید؟